|
وقتي چشمام پر اشكه وقتي قلبم بي قراره وقتي پابه پاي ابرا چشم من بارون مي باره وقتي مثل يه پرنده ميرم و گوشه مي گيرم وقتي با نبودن تو توي هر لحظه مي ميرم با يه حس عاشقونه انتظار تو رو دارم من يه ماهي تو يه دريا تو كه نيستي بي قرارم بي قرارم وقتي خواب تو مي بينم خواب عاشقونه ي تو وقتي كه قطره ي اشكو مي بينم رو گونه ي تو وقتي قلب عاشقم رو پيش پاي تو مي ذارم وقتي كه بلور اشكو واسه تو هديه مي يارم با يه حس عاشقونه انتظار تو رو دارم من يه ماهي تو يه دريا تو كه نيستي بي قرارم تو كه نيستي تو كه نيستي قلب عاشق بي قراره آرزوي تو رو داشتن باز تو رو يادم مي ياره هنوزم حس نيازت از تو قلب من نرفته كاش بدوني كاش بدوني زندگي بي تو چه سخته
تقدیم به ستاره های قلبم

سلام به دوستای خوبم
خیلی خوشحالم چون راحت تا یک شنبه تعطیلیم منم واسه همین اومدم وبم رو آپ کردم اونم فقط به خاطر اونایی که همه زندگیمن این چند روزه ماها خیلی خوشیم به خاطر اینکه اول موزیک ویدیوی من اگه نباشم که خبر ازآلبوم جدیدشون می ده و این که بلاخره انتظارامون تموم می شه وای فکر کنین ؟!!!! اسمشم مثلا مخفیه دوما این که تبلیغ ۴upraperties که بازم هممون رو غافلگیر کردن خیلی حرف تو دلمه واقعا بعضی موقع ها دلم خیلی خسته می شه به قوله شاعر"خسته ام از انتظار " ولی برای کسی مهم نیست
منم این چند روزه فقط حرفه کامرانم امیدوارم کرده که می گه باید مثبت باشین همه چی خودش درست میشه امید به خدا ببینیم چی می شه؟

بچه ها یادتونه من اون خوابی که قبلا دیدم رو براتون تعریف کردم اگه نه توی 2 تا آپ قبلی هست من اونو داسه خودم تو رویا ادامش دادم می خواستم ببینم شما دوست دارین من اون بذارم تو وبلاگ یا نه؟ خواهش می کنم جواب بدین چون خیلی مهمه


غـروب شـد و دوبـاره بـاز هـوای تـو زد بـه سـرم
من موندم و خیال تو با این دل در به درم

مي نويسم از تو اي شيرين ترين رؤياي من
همدم و همراز من اي ناجي تنهاي من
اینم عکسای کنسرت لاس وگاس وای هر خواننده ای رو که نشون می داد مامانم دیگه می گفت نه کنسرت کامران وهومن یه چیز دیگه بودن خوب معلومه اونا این همه خرج میکنن و این همه از جون . دل مایه می ذارن تا بهترین باشن نمی دونن هر چوری که باشن برای ما بهترینن






اینم جدید ترین عکس هومنم

اینم یکی از نوشته هام برای کامران و هومن البته بیش تر واسه تولدشونه خب دیگه عقب موندگیه دیکه
توی روز قشنگ پاییزی روزی که رو زمین همه مشغول زندگیه خودشون بودن و هیچ کس کاری به کار دیگری نداشت توی اسمون خبرایی بود بعضیا خوشحال بعضیا ناراحت اهل اسمون ناراحت بوئن برای اینکه خدا می خواست 2 تا از بهترین دوستاشونو بفرسته پیش ادما دلیل این که اونا انتخاب شدن این بود که اونا با فرشته های دیگه یه فر قایی داشتن و این که ادمای زیادی رو زمین منتظرشون بودن .اونا اومدن و خدا با دادن صدای طلایی به اونا این هدیه رو برای مردم شگفت انگیز تر کرد خدا قلب ادما رو متقارن افرید تا این دو نفر صاحب اون قلبا بشن .یکی از اون ادما منم که نفهمیدم چه جوری اونا اومدن تو دلم این قدر اهسته و اروم اومدن که متوجه نشدم چه جوری اونا شدن تمام وجودم. اونا همیشه با منن دیگه حالا راه رفتنشون تو دلم رو کاملا حس می کنم خوابیدنشونو .با خنده هاشون دلم به لرزه میافته و منم شاد میشم با ناراحتیشون صدای شکستنه دلم میاد که دیگه طاقت نداره و وقتی یه سر ما خوردگی کوچیک پیدا میکنن تب میکنم .واسه همینه که عاشقا گاهی زجر میکشن به خاطره این که اون کسایی که دوسشون دارم نزدیک ترین کس به منن اما دورترین واسه این که ادم نمی تونه قلب خودشه در بیاره و ببیندش .هر شب منتظرم ماه بیاد تو اسمون تا برام از اونا تعریف کنه و منم اشک بریزم.بخندم . خورشید خانم هم که از بس مغرور این شده که هر روز اونا رو میبینه نمیشه نگاش کرد . اون قدر زیبا و قشنگ تو دلم زندگی میکنن که اجازه ی ورود هیچ کسی به اون نمیدن و من همیشه دلم می خواست با بلندترین صدایی که دارم داد بزنم "دوستون دارم" تا به گوششون برسه غافل از این که اگه با اروم ترین صدا بگم اونا میفهمن که دوسشون دارم و مگه می تونم بدون هوا زندگی کنم؟

بچه ها یه چیزی تعریف کنم دیگه واقعا پی می برین که دیوونم دیشب ساعت 3 نصفه شب لباسام رو پوشیده بودم و داشتم می رفتم بیرون خواهرم می گفت اگه بیدار نشده بودم حتما میرفتی .خواهرم ازم پرسیده بود کجا می خوای بری منم گفته بودم پیش کامران و هومن هوا سرده می ترسم سرما بخورن این قدر راه میرم تا برسم بشون!!!!!! (باید شنا هم می کردم) خواهرم میگفت دیگه داری شورش رو در میاری ای دیوونه بازیا چیه؟ اما من خودم هم نمیدونم چیه؟؟؟


بچه ها اونایی که قراره عید دبی باشن تو قسمت نظرات حتما بگن چون یه برنامه هایی دارم من دیگه بیشتر از این حرف نمی زنم .منتظر کنسرت تعطیله باشیم و روز اول باید رکورد فروش البوما رو بزنیم اگه نمی دونین چه جوری البوم رو تهییه کنین برام ایمیل بزنین تا بتون بگم راستی یادتون نره نظرتون رو راجع به ادامه ی داستان بگین. بنویسم یا ننویسم؟
منتظر نظراتون هستم خیلی دلم براتون تنگ شده بود اما شما هم از من سراغی نگرفتینو
دوستون دارم
بای بای |